معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣ - گزيده اى از پژوهش هاى شماره ٥٤ - شجاعی میثم

گزيده اى از پژوهش هاى شماره ٥٤
شجاعی میثم

گزيده اى از پژوهش هاى شماره ٥٤ خودشناسى ميثم شجاعى شماره اشتراك٢٩٩٥, از اصفهان از يك نگاه مى توان براى آدمى دو نوع خود قائل شد: ١. دايره خود طبيعى و حيوانى; ٢. دايره خود ملكوتى و انسانى. كار مهم انسان, شناخت دايره خودِ ملكوتى و انسانى و تلاش براى فرو نغلتيدن در گستره خود طبيعى و حيوانى است كه كليد تفكرهاى فردى و اجتماعى است. استاد مطهرى مى گويد: (انسان منِ حيوانى هم دارد, ولى منِ حيوانى در آدمى, طفيلى است و منِ اصيل نيست. منِ صيل در آدمى, همان منِ ملكوتى است)١. اين منِ اصيل را بايد شناخت, زيرا منشأ همه خوبى هاست. در جاى ديگر مى گويد: (انسان خوديافته و خود توسعه يافته, مصداق مخالف سمَن اصبَحَ ولَم يَهتَم باُمور المسلمين فليس بمُسلمٍز است. او شخصيت انسانى اش توسعه پيدا كرده و روح بشرى او بزرگ شده و توسعه ايمان و وجدان پيدا كرده است.)٢ شهيد مطهرى در اين جا به نقش اجتماعى خودشناسى اشاره مى كند. او گستره وجود آدمى را فراتر از خودِ فيزيكى مى داند و دامنه آن را تا جهان مى داند و لذا مى گويد: در اسلام, توسعه خودى و توسعه شخصيت هست, اما به آن گونه كه اين خود آدمى با همه عالم يكى مى شود …يعنى دايره اى بشود به شعاع بى نهايت.)٣ ليلا ميرشكاران شماره اشتراك٢١١٢, از داراب انسان على رغم تشابهى كه با حيوانات دارد, داراى ويژگى هايى است كه او را از آنها كاملاً ممتاز مى كند. اين انسان است كه هر روز پرده اى از اسرار وجودى اش نمايان مى شود و هنرهاى خويش را به نمايش مى گذارد. اين انسان است كه از آغاز پيدايش تاكنون, لحظه اى از جنبش و دگرگونى باز نايستاده است و مظاهر مختلف علوم و صنايعش را هر روز در صحنه گيتى, بيشتر جلوه گر مى سازد. جالب آن كه اين پيشرفت هاى چشمگير و خيره كننده, همه ميوه هاى خودشناسى است و چه بسا عجايب روحى و معنوى اش از شگفتى هاى مادى, بيشتر باشد; چنان كه راه پيمايان جهان معنا, مطالبى را اظهار مى دارند كه درخور فهم ديگران نيست و اعمالى را انجام مى دهند كه با قوانين مادى, قابل توجيه و تحليل نمى باشد, و هيچ راهى براى انكار آنها وجود ندارد. با اين همه آيا مى توان گفت كه شناختن مرزهاى وجوديِ انسان كاملاً عملى است؟ حضرت على(ع) مى فرمايد: (هر قدر دانش شخص افزوده شود, اهتمامش به خودش بيشتر مى شود و در راه تربيت و اصلاح خويش بيشتر مى كوشد.)٤ سميه روشندل قيرى شماره اشتراك٥٥٤, از قير ممكن است در يك نگاه سطحى انسان به سهولت خويشتن را از نقص ها و ضعف ها مبرا بيابد و بدين وسيله خود را تبرئه كند, اما پر واضح است كه راه و رسم حقيقت جويى اين نيست. كسانى كه تا اين اندازه مسئله را آسان گرفته و اين چنين خوش بينانه به خود مى نگرند, هرگز توفيق اصلاح خود و در نتيجه نيل به كمال را پيدا نمى كنند. كسانى كه از عيب هاى اساسى خود چشم پوشى مى كنند, طبعاً خود را انسان كامل و عارى از عيب و نقص مى شناسند و همين شناخت نادرست از خود سبب مى شود كه احساس استغنا و بى نيازى بر آنان مستولى شود. پر واضح است كه اين احساس بى نيازى نسبت به يك اصلاح جدى و بنيادى, راه را براى هرگونه سازندگى اصولى مسدود مى كند. بنابراين براى حصول موفقيت در خويشتن شناسى, بايد ابتدا دامن همت بر كمر بربست و از روى حقيقت جويى به تجزيه و تحليل احوال درونى خود پرداخت و از فريب دادن خود به شدت اجتناب كرد. بدانيم كه با فريب دادن خود و ديگران واقعيت عوض نمى شود و كسى از اين راه به سعادت نمى رسد. محمد جبارى راد شماره اشتراك٥٨١, از قزوين امام كاظم(ع) مى فرمايد: لازم ترين علم براى تو آن است كه تو را به اصلاح قلبت آگاه كند و فساد آن را ظاهر نمايد.٥ نقطه شروع در تحصيل معارف الهى, خودشناسى است. انسان بايد حقيقت خود را كه همان گوهر ربانى اوست و از آن به (من) و روح و حقيقت انسانى ياد مى شود, شناسايى كند, چرا كه تسامح در اين امر, زيانكارى است. دانش نفست نه علم سرسرى است گر به حق دانا شوى دانى كه چيست حصول ارزش هاى الهى نظير رضايت, طاعت, موافقت, ذكر, قرب و انس به حق و استعانت از حق و نوع برخورد با نفس, همه اين ها مترتب بر معرفت نفس است, زيرا آن كه خود را نمى شناسد مخالفت و سخط و عصيان و نسيان و دورى و وحشت از نفس را نصيب خود مى گرداند. حسين نادرى شماره اشتراك٢٧١٩, از على آباد كتول راه هاى خودشناسى ١. مطالعه آيات و روايات از مهم ترين راه هاى شناخت نفس, مطالعه آيات و روايات مربوط به معرفت نفس است, زيرا پربارترين منبع اطلاعاتى براى شناخت نفس, روايات هستند. البته اين مطالعه بايد به صورت مداوم و مكرر انجام شود و درباره آنها تفكر لازم صورت پذيرد تا به نتيجه دلخواه برسد. در اين قسمت به مطالعه برخى آيات و روايات درباره شناخت نفس مى پردازيم. خداوند در قرآن كريم مى فرمايد: (إن الله لايُغيّر مابقومٍ حتى يُغيّروا ما بأنفسهم;٦ همانا خدا تغيير نمى دهد آنچه را كه از آن مردم است تا وقتى كه خودشان تغيير دهند); يعنى اگر افراد جامعه بخواهند خودشان را بشناسند و آينده خود را به آينده اى روشن مبدل كنند, خواهند توانست اين كار را انجام دهند. پيامبر(ص) مى فرمايد: (اذا اراد الله بعبد خيراً فقَّهَهُ فى الدين و زهده فى الدنيا وبصره عيوبه;٧ وقتى خدا درباره كسى اراده خير فرمايد, وى را در كار دين دانا مى كند, به دنيا و علايق مادى كم اعتنايش مى كند, و او را به عيوب اخلاقى اش بينا و آگاه مى سازد). امام على(ع) مى فرمايد: (ابصر الناس من ابصر عيوبه واقلع عن ذنوبه;٨ بيناترين مردم كسى است كه عيوب و نقايص خود را ببيند و گناهان خود را ترك گويد.) ٢. مطالعه كتاب هاى معرفت نفس ييكى ديگر از راه هاى به دست آوردن خودشناسى, مطالعه آثار و نوشته هاى بزرگان فلاسفه, عرفا, محققان, نويسندگان و كسانى است كه در راه معرفت نفس قلم به دست گرفته اند. علامه طباطبائى مى فرمايد: (علم النفسى كه صاحب نظران آن را تدوين كرده اند, هيچ فايده اى براى شناخت نفس ندارد)٩. البته كتاب محجةالبيضاء غزالى كه در مقدمه كتاب معراج السعاده آمده نيز مفيد است. اما با اين حال, تدوين يك كتاب كامل كه با تكيه بر طريق اهل بيت& در ابعاد مختلف خودشناسى بحث كرده باشد, ضرورى به نظر مى رسد. ٣. تفكر در نفس تفكر, يكى ديگر از راه هايى است كه انسان را به خودشناسى و معرفت نفس مى رساند. قرآن كريم مى فرمايد: (وفى الارض آيات للموقنين وفى انفسكم افلا تبصرون;١٠ در زمين و نفس هاى شما, نشانه هايى براى اهل يقين وجود دارد, آيا با بصيرت نمى نگريد؟) (معلوم مى شود كه نفس يك كتاب بزرگى است كه آيات و حقايق فراوانى در آن وجود دارد. مطالعه اين كتاب نفيس به تفكر در آن است. سواد خواندن نمى خواهد, سواد تفكر مى خواهد. باسواد واقعى كسى است كه اين كتاب گوهربار را مطالعه كند و از هر صفحه آن به خرمن هاى معارف انفسى دست يابد).١١ قرآن مى فرمايد: (ونفس وماسَوّيها فَاَلهَمَها فُجورَها وتقويها;١٢ قسم به نفس و آن كه او را به كمال آفريد و شر و خير خويش را به او الهام كرد.) ٤. تزكيه نفس از جمله راه هاى خودشناسى, تزكيه نفس است. خودشناسى كه يكى از آرزوهاى انسان هاى سالك است جز در سايه تزكيه نفس حاصل نمى گردد, چرا كه تزكيه نفس, ملازم همه راه هايى است كه منجر به خودشناسى مى شود. علامه طباطبائى مى فرمايد: (بدان كه معرفت النفس يك مطلوب عملى است كه كمال معرفت آن, جز از راه سلوك عملى حاصل نمى شود).١٣ تزكيه نفس امر مهمى است كه يكى از اهداف انبيا براى مبعوث شدن ايشان است; همچنان كه در سوره جمعه مى فرمايد: (ويُزَكّيهم ويُعَلّمهم الكتاب والحكمه.)١٤ بهيه شهبازيان شماره اشتراك٢٦٧٦, از ايوان غرب موانع خودشناسى موانع خودشناسى تقريباً با آفات خودشناسى شباهت دارند, اما ما در اين جا علاوه بر آفات, به چند مورد از اين موانع و عوامل به صورت خلاصه اشاره كرده و درباره هريك توضيح مختصرى مى دهيم. ١. سنت گرايى و گذشته نگرى: اين حالت به خودى خود در انسان وجود دارد و او را تسليم گذشتگان و نياكان كرده و از شناخت واقعى (خود) دور مى كند. قرآن انسان را در برابر اين حالت به استقلال فكر دعوت, و تقليد كوركورانه را از نياكان شديداً محكوم مى كند. قرآن مى فرمايد: (و همچنين ما پيامبر و بيم دهنده اى را نفرستاديم پيش از تو در روستا و شهرى, مگر آنكه زورمندانشان گفتند: ما پدران و گذشتگان خود را بر روشى يافتيم و از آن روش پيروى مى كنيم, و آن رسول به آنها گفت: آيا از گذشتگان كوركورانه پيروى مى كنيد اگرچه من براى شما روش و طريقه اى راهنماتر آورده باشم؟)١٥ ٢. شخصيت گرايى: ييكى از موانع خودشناسى, مجذوب شخصيت ها و سردمداران بزرگ شدن است. اين نيز يك نوع تقليد بى اساس بوده و موجب ركود فكر مى شود. قرآن مى فرمايد: (وقالوا ربَّنا إنا اَطَعنا سادَتَنا وكُبَرائنا فَاَضلونا السَّبيلا;١٦ مردمى كه از اين راه گمراه شده اند در قيامت مى گويند: پروردگارا, ما مطيع بزرگان و پيشوايان خود بوديم, پس ما را به گمراهى كشاندند.) حزب گرايى و خود را ملتزم كردن و در حصار چهارچوب حزبى قرار دادن نيز يك نوع قالب گرايى است كه توجه انسان را از خويشتن بازداشته و بسيارى را نيز گمراه خواهد كرد. ٣. پيش داورى: يكى از موانع و عوامل بازدارنده شناخت صحيح از خود, پيش داورى و دُگم انديشى است; يعنى انسان آنچه را قبلاً فكر كرده و آن را اندازه گرفته و پسنديده, همان را معيار قرار دهد و اصلاً فكر نكند كه ممكن است به خطا رفته باشد. قرآن درباره (وليد بن مغيره) كه مردى لجوج و متكبر بود, مى فرمايد: (او فكر كرد در حالى كه قبلاً اندازه گرفته بود, مرده باد! چگونه اندازه گرفته بود و باز هم مرده باد كه چگونه اندازه گرفته بود؟)١٧ ٤. عجب و خودبينى: ييكى ديگر از موانع خودشناسى, خودمحور بودن و خودبينى است. امام صادق(ع) فرمود: (كسى كه در مورد خود و كارش, خودبين باشد, از راه مستقيم هدايت منحرف شده و چيزى را كه شايسته آن نيست, ادعا كند.)١٨ ٥. هواهاى نفسانى: از بزرگ ترين موانع خودشناسى, پيروى از هوس هاى نفسانى است, چه آن كه طغيان غرايز نفسانى و حيوانى, جنبه هاى فكرى و عقلى را تحت سلطه خود قرار مى دهد. حضرت على(ع) مى فرمايد: (شما را از دو چيز بيشتر از هر چيز مى ترسانم: ١. پيروى از هواى نفس; ٢. آرزوى دراز, اما پيروى از هواى نفس, مانع شناخت و وصول به حق مى شود. و اما آرزوى دراز موجب فراموشى جهان پس از مرگ مى گردد.)١٩ ٦. وابستگى ها: علاقه بيش از حد و آرزوهاى دراز, يك نوع وابستگى مى آورد و وابستگى يكى از موانع خودشناسى و فهم صحيح از خود است; مانند وابستگى به دنيا و علاقه مفرط به چيزى, و آرزوى دراز. امام على(ع) مى فرمايد: (كسى كه به دنيا از دريچه وسيله بنگرد, او را بينا مى كند, و كسى كه دنيا را هدف قرار دهد, او را كور مى سازد.)٢٠ و درباره آرزوى دراز مى فرمايد: (بدانيد آرزوهاى دور و دراز, عقل را غافل و ياد خدا را به دست فراموشى مى سپارد.)٢١ به طور كلى هرگونه عواملى كه استقلال فكر و آزادانديشى را از انسان بگيرد, بايد آن را از سر راه خودشناسى برداشت; مانند غرب زدگى و شرق زدگى, غرور كاذب, غذاى حرام و… شعار نخستين اسلام (لااله الاّ الله) به همه اين امور اشاره دارد; يعنى نخست انسان بايد خود را از همه اين عوامل باز دارنده پاك سازد تا بتواند حقيقت خويش را دريابد و وقتى حقيقت خويش را يافت, به شناخت حقيقى كه همان شناخت خداوند است, مى رسد. ايوب محمدى شماره اشتراك١٨٧١, از ايوان غرب خودشناسى يكى از باارزش ترين عوامل فضيلت و برترى انسان ها به شمار مى رود, اما اين خودشناسى موانع و حجاب هايى هم دارد كه در اين جا به برخى اشاره مى كنيم: ١. دلبستگى شديد به دنيا دنيا را مى توان هم در رديف ابزار خودشناسى و هم در رديف حجاب هاى شناخت قرار داد, منتها بايد ديد كه انسان چگونه به دنيا مى نگرد; اگر با ديده باز و بصيرت كامل نگاه كند, از ابزار خودشناسى محسوب مى شود و اگر چشم به دنيا داشته باشد, آن را حجاب خويش قرار داده است. ٢. گرايش هاى هوس آلود غرايزى كه خداوند در نهاد انسان قرار داده است اگر به نحو صحيح و معتدل مورد استفاده قرار گيرند, كمال آفرين و بزرگ پرورند; اما اگر هواهاى نفسانى بر گرايشات انسان غالب شوند, مانع بزرگى بر سر راه حقيقت شناسى انسان خواهند بود. ٣. غرور و خودپسندى اگر انسان بخواهد خود را آن گونه كه هست بشناسد, بايد درباره گذشته خود و چگونگى آفرينش خود و مراحل مختلف آن تأمل كند. آگاهى از اين حقيقت كه اساس و خميرمايه آفرينش انسان از ماده اى پست و كم ارزش بوده است مى تواند يكى از بهترين عوامل جلوگيرى از بروز غرور و خودپسندى باشد. حضرت على(ع) مى فرمايد: (انسان را با فخر و مباهات چه مناسبت؟! او كه آغازش نطفه و پايان عمرش لاشه اى بدبو است و روزى خود را مستقلاً نمى تواند به دست آورد و مرگ را نمى تواند از خود دفع كند؟)٢٢ ٤. زندان طبيعت همچنان كه در طبيعت عوامل مهمى براى شناخت حقايق عالم وجود دارد, مى توان آنها را به نوعى مانع شناخت ساير حقيقت ها نيز دانست, زيرا طبيعت, حجابى است كه آن سوى آن ناپيداست, ولى چشم هاى حقيقت بين (مثل چشم پيامبران, ائمه, افراد اهل معنا) آن سوى ديوار طبيعت را نيز مى نگرند. ٥. خودمحورى ييكى از حجاب هاى خودشناسى, خودمحورى و عدم بهره مندى از رهنمودهاى آگاهان (پيامبران و اوصياى آنان) و خردمندان است. ٦. تنگ نظرى تنگ نظرى و يك سونگرى, از مهم ترين حجاب هاى خودشناسى است. ٧. يكى از حجاب هاى خودشناسى, آرزوهايى است كه دامن گير انسان شده و او را فقط در مسير تحقق آنها پيش مى برد. تو گويى هيچ خبرى نمى تواند مانع به دست آوردن او باشد; همان گونه كه امام على(ع) مى فرمايد: (والأمانيُّ تُعمى اَعيُن البصائر;٢٣ آرزوها چشم بصيرت را كور مى كند.) ناصر موسوى شماره اشتراك٢٢٤٨, از ملاير موانع خودشناسى ١. گناه: بزرگ ترين مانع براى شناخت خود واقعى, گناه است. ٢. ماديات: علاقه به مال و جاه و مقام باعث مى شود تمام فكر انسان مشغول اين امور شود و به همين دليل فرصتى براى خودشناسى پيدا نمى كند. ٣. پيروى از هواهاى نفسانى ٤. پرخورى: شكم پرستى نيز در مسير خودشناسى, سدى محكم ايجاد مى كند. رسول خدا(ص) مى فرمايد: (لاتشبعوا فيطفى نور المعرفة عن قلوبكم; پرخورى نكنيد كه نور معرفت در قلب شما خاموش مى گردد.)٢٤ ٥. احساس حقارت: انسان در اثر بيمارى احساس حقارت, دچار فرومايگى و پستى روحى مى گردد, از شرافت نفس غافل مى شود, از اوج انسانيت به مرتبه حيوانيت مى رسد و بالاخره اين كه از شناخت واقعى خود غافل مى شود. پى نوشت ها: ١ـ فلسفه اخلاق, ص١٦٩. ٢ـ حماسه حسينى, ج٣, ص٦٨ ـ٦٩. ٣ـ برگرفته از: فلسفه اخلاق, ص٢٨٥. ٤ـ مستدرك الوسائل, ج٢, ص٣١٠. ٥ ـ بحارالانوار, ج١, ص٢٢٠, حديث٥٤. ٦ ـ رعد(١٣) آيه١١. ٧ـ نهج الفصاحه, ص٢٦. ٨ ـ غررالحكم و دررالكلم, ص١٨٧. ٩ـ الميزان, ج٦, ص٢٠٨, ذيل آيه ١٠٥ سوره مائده. ١٠ـ ذاريات(٥١) آيه٢١. ١١ـ محمدرضا اكبرى, معرفت نفس در نگاهى نو, ص٣٢. ١٢ـ شمس(٩١) آيات٧و٨. ١٣ـ الميزان, همان. ١٤ـ جمعه(٦٢) آيه٢. ١٥ـ زخرف(٤٣) آيات ٢٢ تا٢٤. ١٦ـ احزاب(٣٣) آيه ٦٧. ١٧ـ مدثر(٧٤)آيه ١٧تا٢٠. ١٨ـ برگرفته از كتاب اخلاق و بينش اسلامى دوره كاردانى تربيت معلم. ١٩ـ نهج البلاغه, خطبه٤٢. ٢٠ـ همان, حكمت٨١. ٢١ـ همان, خطبه٨٦. ٢٢ـ به نقل از: بينش اسلامى پيش دانشگاهى, ص٧. ٢٣ـ نهج البلاغه, حكمت٢٧٥. ٢٤ـ به نقل از: ابراهيم امينى, تزكيه نفس, ص٢٠٨.